محمدعلی قنبری

ارسال پیامک انبوه در سریع ترین زمان

با نازلترین قیمت

ارسال پیام کوتاه انبوه

هرگز کسی را قضاوت نکنید
پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد، او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباس‌هایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد. او پدر پسر را دید که در راه‌رو می‌رفت و می‌آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمی‌دانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟